
آیا تا حالا برای شمااتفاق افتاده که دوست یا یکی از اقوام شما ماموریتی را
به شما محول کندوپس از انجام آن خواسته باشید نتیجه را به اطلاعش برساند ،
اما نتیجه ای که تلخ هست وشایدمخاطب شما ازشنیدن آن به شدت ناراحت
شود تا جایی که احتمال داردشوکی به وی وارد شود!!!
ماموریت تلخ
آیا تا حالا برای شمااتفاق افتاده که دوست یا یکی از اقوام شما ماموریتی را
به شما بدهد و وپس از انجام آن خواسته باشید نتیجه را به اطلاعش برساند ،
اما نتیجه ای که تلخ هست وشایدمخاطب شما از شنیدن آن به شدت
ناراحت شود تا جایی که احتمال دارد شوکی به وی وارد شود!!!
اما این حالت یکبار برای من اتفاق افتاد.
یکی از جوانان شهرمان از من خواست وقتی به مشهد می روم از فلان آزمایشگاه
با ارائه رسید جواب آزمایشم را بگیرید واز همونجا تلفنی نتیجه اش را بمن
اعلام کنید.
من رسید آزمایش را گرفتم و رفتم به همون آزمایشگاهی که آدرسش را داده بود.
جواب آزمایش را گرفتم اما چون تخصصی بود چیزی متوجه نشدم از مسئول
آزمایشگاه سوال کردم که مفهوم این نتیجه چیست؟
گفت: با این فرد چه نسبتی دارید؟
گفتم: دوستم است
گفت : ایشون سرطان خون دارند ! گفتم : یکبار دیگه بررسی کنید
شاید اشتباه شده!
گفتند : اشتباه نشده فقط باید به فکر درمان باشند!
گفتم : ببینید که از نوع خوش خیم است یا بد خیم؟
گفتند از نوع بدخیم!
از اوج ناراحتی سرجام نشستم و به شدت ناراحت شدم .
چنددقیقه طول کشید وبا گریه از آزمایشگاه بیرون آمدم وگفتم خدایا این چه
ماموریت تلخی بود حالا من چگونه تلفنی نتیجه را به وی بگویم!!
البته خودش از بیماریش کمی خبرداشت ولی گفت اگر خوش خیم باشد
خیلی خوب است .تا این لحظه چند بار به من زنگ زده بود
واین طبیعی است چون هرفردی زندگی اش را دوست دارد.
به وی تلفن کردم گفتم مسئول آزمایشگاه گفته چیز مهم نیست وداروهای الان
این بیماری را ریشه کن می کند.گفتم: بیماری شما سرطان هست ولی دلم نیومد
بهش بگم از نوع بدخیم است ، بهش دروغ گفتم وخوش خیم بودنش را
اعلام کردم!!شب که برگشتم شهرمان ، آمد نتیجه را گرفت وخواند
وگفت بدخیم استو من راضیم به رضای الهی
وسرنوشت هرچی باشد همون میشه!!!
این ماموریت برام سخت بودو گفتم خدایا ازت می خوام تمام بیمارانی که
دربیمارستانها منتظر شفای تو هستنداعم از سرطانی وغیره را شفا دهی .
این جوان با شیمی درمانی مشکلش حل شد واکنون در کنار خانواده زندگی
می کند وامیدواریم صدسال عمرکند (آمین)